در این مجموعه، از افراد فعال در حوزه هنرهای تجسمی دعوت میکنیم تا از زاویهی نگاه خودشان آثاری را انتخاب کنند؛ انتخابهایی که بیشتر از سلیقه، یک موضع فکری را روایت میکنند و از دل تجربهی زیسته و مواجههی حرفهای با هنر میآیند.
حمیدرضا کرمی کیوریتور، پژوهشگر و هنرمند تجسمی ایرانی است که در عکاسی و فلسفه هنر تحصیل کرده و سالها در عرصههای عکاسی، ویدیوآرت، نقاشی، حجم و چیدمان فعالیت داشته است. او با پژوهش، ترجمه و نگارش مقالات هنری در شکلگیری گفتوگوی هنری معاصر نقش داشته و هماکنون مدیریت هنری جامعه هنری «دیهیم» را برعهده دارد.
حمیدرضا کرمی در این مجموعه میگوید:
در سالهای اخیر، هنرمندان جوان ایرانیْ بسیار بیآنکه تن و بدن را به خودیِ خود موضوع اثر هنری قرار دهند، در کارهایشان جسورانه آن را بازنمایی کردهاند. امری که در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران، همواره با لایههایی از ممنوعیت، تابو و خودسانسوری همراه بوده است. این هنرمندان، با اشاره به بدن به عنوان میدان اصلیِ تجربهی زیسته، خود را در مواجههای مستقیم با ساختارهای قدرت، هنجارهای اجتماعی و نظامهای نظارتی قرار دادهاند. آنچه در این آثار جلب توجه میکند، نه صرفاً بازنمایی بدن به مثابهی فرم زیباییشناختی، بلکه تلاش برای بازخوانی و بازپسگیریِ بدن به عنوان فضایی برای بیان فردیت، میل، آسیبپذیری و مقاومت است. در بسیاری از این آثار، بدن دیگر ابژهای منفعل نیست، بلکه به سوژهای زنده، سیاسی و سخنگو بدل میشود.
برخی هنرمندان با بهرهگیری از زبان استعاره، حذف، یا شکستِ فرم، بدن را از وضعیت بازنماییِ مستقیم رها کرده و به سوی بیانی نمادین یا تکهتکه پیش میروند. گویی هر تکه از تن حامل حافظهای جمعی و فردی است. برخی دیگر با استفاده از رسانههای جدید ــ از عکاسی و ویدیوآرت تا پرفورمنس ــ بدن را به صحنهی تجربهی زیستهی خویش بدل میکنند، جایی که مرز میان امر خصوصی و امر عمومی از هم فرو میپاشد. در این مسیر، هر یک از این هنرمندان گام در قلمرویی گذاشتهاند که از دیرباز در هنر ایران با ممنوعیت، سانسور یا اخلاقیات رسمی تعریف شده است. اما آنچه آثار آنان را ارزشمند میسازد، نه صرفاً عبور از مرزهای مجاز، بلکه جستوجوی زبانی تازه برای بیان حضور انسانی در شرایط محدودیت است. زبانی که از خلال تن، تاریخ، سیاست و زیست روزمره سخن میگوید.
به این ترتیب، بازنمایی بدن در آثار این نسل نه یک ژست اعتراضیِ صرف، بلکه تلاشیست برای بازتعریفِ خود، برای بازسازیِ رابطهی انسان با خویشتن، و برای یادآوری اینکه حتی در محدودترین فضاها، بدن همچنان حاملِ حقیقتی مقاومتگر و شاعرانه است.